امتياز عليخان العرشي

31

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )

نام برده است ) ( 1 ) . 4 - نامهء امير المؤمنين به طلح و زبير رضى اللّه عنهما چنين آغاز مىشود : « اما بعد فقد علمتما ، و ان كتمتما ، انى لم ارد الناس ، حتى ارادونى ، و لم ابايعهم حتى بايعونى » ( 2 ) ( ج 3 ، ص 122 ) . مؤلف نهج البلاغه گويد : اين نامه را ابو جعفر اسكافى در كتاب « المقامات فى مناقب امير المؤمنين » آورده است . و اسكافى از معتزله بود و در محلهء اسكاف بغداد زندگانى مى كرده است ، او امام معتزله و بنيانگذار و مؤسس فرفهء « اسكافيه » بوده است . ابن ابى الحديد به نقل از قاضى القضاة او را در طبقه و دستهء ششم معتزله قرار داده است . وى از معاصرين جاحظ بود و ردى بر كتاب « العثمانية » [ يا : العباسية ] جاحظ نوشته است . معتزلهء بغداد معتقد بر افضليت على ( ع ) بر تمام صحابه بوده‌اند و اسكافى نيز پيرو همين عقيده بوده است . طبق روايت سمعانى در ( كتاب الانساب ص 35 الف ) ، ابن ابى الحديد در ( شرح نهج البلاغه ج 2 : 332 ) گويد : وفات اسكافى در سال ( 240 ه 854 م ) اتفاق افتاده است . ابن النديم و مؤلف كشف الظنون ( حاجى خليفه ) ذكرى از كتاب ( رد بر عثمانيهء ) اسكافى به ميان نياورده‌اند و گويا در آن زمان هنوز متداول دانشمندان نبوده است . 5 - مؤلف نهج البلاغه پيمان ميان قبيلهء ربيعه و يمن را نقل كرده است و از نظر اهميت اين پيمان كه توسط مولا انجام گرفته است ، آن را در اين جا نقل مى كنيم : « هذا ما اجتمع عليه اهل اليمن حاضرها و باديها ، و بيعة حاضرها و باديها انهم على كتاب اللّه ، تدعون اليه و يأمرون به ، و يجيبون من دعا اليه و امر به ، لا يشترون به ثمنا

--> ( 1 ) ابو غالب زرارى ( 285 - 368 ه ) در اجازه نامه‌اى كه « اخبار آل اعين » نام دارد ، و در ميان كشكول شيخ يوسف بحرينى چاپ شده ، گويد : نسخه‌اى از سخنرانيهاى على ( ع ) گرد آوردهء واقدى نزد من هست . ذريعه 1917 . ( 2 ) شما دو نفر نيك مى دانيد گر چه شما پنهان كرديد ، من به سوى مردم نرفتم تا اين كه مردم مرا خواستند و با ايشان بيعت ننمودم مگر پس از اين كه با من بيعت كردند .